ميرزا شمس بخارايى
50
تاريخ بخارا ، خوقند و كاشغر ، بخارايى
حمله را پيش از موقع مىدانست و حاضر نبود كه سپاهيان خود را در دو جبهه گرفتار جنگ سازد به پسرش پيغام فرستاد كه تا به سوى بلخ برگردد و با ابو الفيض خان صلح كند ، و به طهماسب قلى خان جلاير نيز نامهء شديد اللحنى نوشت و او را به خاطر اين حملهء خود سرانه سرزنش كرد . نادر ، در همان زمان نامهاى به ابو الفيض خان فرستاد و فرمانروايى او را در بخارا به رسميت شناخت . پيك نادر هنگامى به بخارا رسيد كه هم پيمان ابو الفيض ، البارس خان ، در حال ترك بخارا بود . رضا قلى خان به دستور نادر شاه با ابو الفيض صلح كرد و به سوى بلخ عقب نشست . « 1 » نادر شاه پس از تصرف هندوستان ، در پايان سال 1152 ه . ق / 1739 م ، با سپاه نيرومندى براى تسخير ماوراء النهر از راه ماروچاق و چيچكتو و اندخوى متوجه بلخ شد . يار محمّد خان والى بلخ را روانهء سفر مكه كرد و آنجا را پايگاه خود ساخت . « 2 » ابو الفيض خان هنگامى كه از آمدن نادر به كرانهء رود آمو اطلاع يافت ، سخت آشفته و نگران شد و ناچار حكيم بىاتاليق را به عنوان سفير به اردوگاه نادر شاه افشار فرستاد و از شاه ايران خواست كه چند روزى در قراكول مهمان امير بخارا باشد : « حكيم اتاليق وزير و مشير خان صاحب الاحسان ابو الفيض خان والى توران آمده به ملازمات سلطان بهرهياب گشته و پيغام پادشاه خود را به نحوى كه بايد ، ابلاغ نموده كه استادههاى حاشيهء مجلس استماع نكردند و نادر شاه به بانگ بلند در جواب فرمود كه به غير از ملاقات ايشان ، معاودت رايات جاه و جلال ممكن نيست . » « 3 » حكيم بىاتاليق پس از گفت و گو با نادر شاه نزد ابو الفيض خان برگشت و پيام نادر را به او رسانيد . ابو الفيض خان با پيشكش و ارمغان از بخارا متوجه اردوگاه نادرشاه شد ، ولى در همان حال گروهى از نواحى ميانكال به بخارا وارد شدند و او را به آمدن سپاهيان كمكى « آق يلو » از مناطق درياى سير ( سيحون ) و از ولايات خجند ، تاشكند ، قوقان ، اندجان ، نمنگان و مرغيلان اميدوار كردند . اين طوايف از يوز ، مين ، نايمان ، قنقرات ، كنهكس ، قياط ، بيات ، ارمند ، جغتاى ، قزاق و . . . بر روى هم حدود يكصد هزار تن
--> ( 1 ) . عالم آراى نادرى ، ج 2 / 602 - 606 ؛ نادر شاه / همان صفحه . ( 2 ) . بيان واقع / 66 . ( 3 ) . مأخذ پيشين / 68 .